جلال جلالى زاده

64

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )

رأى و قياس استفاده مىكردند و آنان شاگردان امام مالكند . سبب ناميدن آنان به اهل حديث براى آن است كه توجه آنان بيشتر در حول محور استفاده از احاديث نبوى در مسائل جديد و بناى احكام بر متون حديث بود . و اكثرا در هنگام وجود حديث صحيح چه متواتر و چه واحد ( و غير متواتر ) به قياس توجهى نمىكردند . أصحاب رأى : به كسانى اطلاق مىشود كه با ژرف‌انديشى و تأمل دقيق در متون دينى براى رسيدن به حكم الهى درباره‌ى موضوعى رأى خود را ابراز مىكردند . اين وصف شامل همه‌ى پيشوايان فقه مىشود ؛ زيرا هريك از آنان در اجتهادش بى نياز از حسن نظر و چاره‌انديشى و دادن رأى نبود . ولى اكثرا به فقهاى مدرسه‌ى فقهيى كه در عراق ( كوفه ) ساكن بودند ، اطلاق مىشود . آنان در استدلال به متون ، رأى خود را اعمال مىكردند و رهبر آنان امام ابو حنيفه است . علت ناميدن آنان به اهل رأى اعتماد بر رأى و قياس در بسيارى از مسائل و احتياط در عمل به بسيارى از احاديث آحاد درباره‌ى مسائل است ، يا اين‌كه اين احاديث از حيث ظاهر مخالف با كتاب بودند ، يا راوى اين اخبار ، فقيه نبوده يا راوى اصل روايت فرع را انكار كرده است ، يا خبر واحد درباره‌ى اعمالى بوده است كه مبتلا به جامعه هستند و يا درباره‌ى حدود و كفاره‌ها بوده كه در نزد آنان جز با ادله‌ى قطعى ثابت نمىشوند . بنا به اين دلايل اكثرا به قياس عمل كرده‌اند و در اكثر موارد آن را بر احاديث ترجيح داده‌اند . إصطلاح : توافق گروهى از مردم بر اطلاق اسم معينى بر يك چيز معين و نام‌گذارى چيزى مانند لغات . اصطلاحات خاص مانند اصطلاح نحويان يا دانشمندان تجربى يا شهرهاى مختلف به عنوان مثال معنى واژه‌ى فاعل و مبتدا با معنايى كه نحويان به كار مىبرند ، يكى نيست . أصل : در لغت آن‌چه كه چيز ديگرى بر آن بنا مىشود ؛ چه حسى باشد مانند ديوار برپايه ، چه عقلى مانند معلول بر علت و بناى حكم بر دليل . در اصول به معناى هرچيزى كه فرع داشته باشد ، استعمال مىشود .